أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

14

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

فرستاد بنزديك امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و درد سر خود را در آن نامه ياد كرد امير المؤمنين على كلاهى بوى فرستاد و گفت : هر گاه ترا دردسر باشد اين كلاه بر سر نه تا شفا يا بى همچنان كرد خداى تعالى او را شفا داد عجب داشت بفرمود تا كلاه را بشكافتند در آنجا كاغذى يافتند برو نبشته « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * بدانست كه شفاى او از آن بوده است اسلام آورد و مسلمانى نهان ميداشت . و اين آيتى است از فاتحة الكتاب و از هر سورتى ؛ دليل بر اين آنست كه اين آيت از چهار وجه بيرون نيست يا براى اوّل سوره نويسند يا براى آخر يا براى فصل ميان دو سوره يا آنجا كه فرود آمد بنوشتند و آنجا كه نيامد ننوشتند ؛ اگر براى اوّل سوره است بايستى كه در اوّل سورهء براءة بودى ، و اگر براى آخر است بايستى كه در آخر سورهء انفال و آخر سورهء النّاس بودى ، و اگر براى فصل است بايستى كه ميان انفال و توبه بودى و در سورهء نمل نبودى ، و چون اين سه باطل شد بنماند الّا آنكه آنجا كه فرود آمد بنوشتند و آنجا كه نيامد ننوشتند ، عبد الله عباس گفت : كه از رسول خداى شنيدم كه او گفت : علامت آنكه من بدانستمى كه سوره تمام شد آن بودى كه جبرئيل آمدى و در اوّل سورهء ديگر « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * به من آوردى از ابو هريره روايت است كه يك روز با رسول خداى صلى اللّه عليه و آله در مسجد نشسته بوديم مردى در آمد نماز آغاز كرد و گفت : اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ؛ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ رسول صلى اللّه عليه و آله بشنيد گفت : يا هذا قطعت على نفسك الصلاة ؛ نماز بر خويشتن تباه كردى ندانى كه « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » از الحمد است ، و هر كه اين را ترك كند يعنى بسم اللّه را آيتى ترك كرده باشد ، و هر كه آيتى ازو ترك كند نمازش بريده شود و نماز روا نيست الّا بفاتحة الكتاب . بلند گفتن « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » * در نماز جهرى واجب بود و در نماز اخفاتى سنّت بود و دليل برين اجماع اهل البيت است از رضا عليه السّلام روايت كرده‌اند از پدرش كاظم از پدرش صادق عليهما السلام كه او گفت : اجتمع آل محمّد على الجهر ببسم اللّه الرحمن